نکتههای کلیدی این مقاله
- بازدید بیشتر فقط زمانی ارزشمند است که کاربران ورودی با مخاطبان واقعی و هدف خرید کسبوکار شما همخوان باشند.
- پیام شفاف، تجربه کاربری ساده و شواهد اعتماد سه پایه اصلی تبدیل بازدیدکننده به مشتری هستند.
- دعوت به اقدام باید واضح، قابل مشاهده و متناسب با مرحله تصمیمگیری مخاطب باشد.
- تجربه موبایل، سرعت سایت و محتوایی که به سؤالهای واقعی مشتری پاسخ میدهد مستقیماً بر نرخ تبدیل اثر میگذارند.
- با اندازهگیری رویدادها، فرمها و مسیر تبدیل میتوان نقطه ریزش کاربران را پیدا کرد و بهجای حدس، بر اساس داده تصمیم گرفت.
نقشه اجرا
از بازدید تا تبدیل؛ مسیر تشخیص در ۴ قدم
برای پیدا کردن نقطه ریزش، این مسیر را بهترتیب بررسی کنید.۱هدف تبدیل را دقیق تعریف کنید
مشخص کنید اقدام اصلی کاربر چیست؛ خرید، ثبت فرم، تماس یا رزرو. سپس معیار موفقیت آن را تعیین کنید.
۲کیفیت ورودیها را بسنجید
منبع ترافیک، کلمه کلیدی و نیت کاربر را بررسی کنید تا مطمئن شوید بازدیدکننده مناسب وارد صفحه میشود.
۳موانع مسیر کاربر را پیدا کنید
پیام صفحه، سرعت، تجربه موبایل، نشانههای اعتماد، فرم و دکمه اقدام را برای نقاط اصطکاک بررسی کنید.
۴یک تغییر را اجرا و اندازهگیری کنید
هر بار فقط یک فرضیه را آزمایش کنید و نتیجه قبل و بعد را با دادههای تحلیلی مقایسه کنید.
بازدیدکننده دارید، اما مشتری نه؛ مشکل از کجاست؟
فرض کنید هر روز دهها یا صدها نفر وارد فروشگاه شما میشوند، محصولات را میبینند، چند دقیقهای در فضای فروشگاه میچرخند و در نهایت، بدون خرید خارج میشوند.
احتمالاً بعد از مدتی از خودتان میپرسید: «چه چیزی باعث میشود این افراد خرید نکنند؟»
حالا همین اتفاق را در وبسایت خود تصور کنید.
آمار بازدید رو به افزایش است. صفحات مختلف سایت دیده میشوند. شاید حتی بعضی از کلمات کلیدی شما در گوگل جایگاه مناسبی داشته باشند. اما وقتی گزارش فروش، فرمهای ثبت درخواست یا تماسهای دریافتی را بررسی میکنید، نتیجه با میزان بازدید تناسب ندارد.
اینجا یک واقعیت مهم وجود دارد:
بازدید بیشتر، الزاماً به معنای مشتری بیشتر نیست.
ممکن است سایت شما از نظر جذب ترافیک عملکرد مناسبی داشته باشد، اما در تبدیل بازدیدکنندگان به مشتری دچار مشکل باشد.
این همان نقطهای است که بسیاری از کسبوکارها بهاشتباه تصمیم میگیرند بودجه تبلیغات را افزایش دهند، در حالی که مشکل اصلی شاید در خود وبسایت پنهان شده باشد.
در این مقاله، ۹ دلیل مهم را بررسی میکنیم که ممکن است باعث شوند سایت شما بازدید داشته باشد، اما فروش یا درخواست همکاری کافی ایجاد نکند.
۱. بازدیدکنندگان سایت، مخاطبان واقعی کسبوکار شما نیستند
اولین دلیل ممکن است برخلاف تصورتان باشد: شاید سایت شما بازدید خوبی دارد، اما افراد اشتباهی وارد آن میشوند.
هر بازدیدی ارزش یکسانی ندارد.
تصور کنید شرکتی خدمات طراحی سایت حرفهای ارائه میدهد، اما بیشتر ورودیهای سایتش از جستوجوی عبارتهایی مانند «آموزش رایگان طراحی سایت» به دست میآید.
این بازدیدکنندگان احتمالاً به دنبال یادگیری هستند، نه سفارش طراحی سایت.
بنابراین، حتی اگر تعداد ورودیها بالا باشد، ممکن است بخش کوچکی از آنها آمادگی خرید داشته باشند.
چگونه تشخیص دهیم؟
در گزارشهای تحلیلی سایت بررسی کنید:
کاربران با چه کلمات کلیدی وارد سایت میشوند؟
کدام صفحات بیشترین ورودی را دارند؟
آیا مخاطبان آن صفحات به خدمات یا محصولات شما نیاز دارند؟
کدام منابع ورودی، فرم تماس یا خرید بیشتری ایجاد میکنند؟
راهکار چیست؟
بهجای تمرکز صرف بر افزایش تعداد بازدیدکنندگان، روی جذب ترافیک هدفمند کار کنید.
برای مثال، تفاوت مهمی میان این دو جستوجو وجود دارد:
«طراحی سایت چیست؟»
«سفارش طراحی سایت شرکتی»
جستوجوی اول بیشتر ماهیت آموزشی دارد؛ جستوجوی دوم میتواند نشانهای از قصد خرید باشد.
استراتژی سئو باید ترکیبی از محتوای آموزشی، صفحات مقایسهای و صفحات خدمات با هدف تجاری باشد.
نکته کلیدی: ترافیک باکیفیت، ترافیکی است که به نیاز واقعی مخاطبان هدف شما ارتباط داشته باشد.
۲. بازدیدکننده در چند ثانیه اول متوجه نمیشود چه چیزی ارائه میدهید
کاربری وارد صفحه اصلی سایت شما میشود.
با یک تصویر بزرگ، چند انیمیشن و جملهای مثل «ما آینده را متفاوت میسازیم» مواجه میشود.
جمله زیباست، اما یک مشکل دارد:
کاربر هنوز نمیداند شما دقیقاً چه کاری انجام میدهید.
یکی از اشتباهات رایج در طراحی سایت، استفاده از پیامهای تبلیغاتی مبهم بهجای توضیح روشن ارزش پیشنهادی کسبوکار است.
بازدیدکننده باید بتواند بهسرعت پاسخ سه سؤال را پیدا کند:
- این کسبوکار چه محصول یا خدمتی ارائه میدهد؟
- این محصول یا خدمت چه مشکلی از من حل میکند؟
- چرا باید این مجموعه را برای بررسی بیشتر انتخاب کنم؟
یک مثال ساده
پیام مبهم:
«تجربهای نو در دنیای دیجیتال»
پیام شفافتر:
«طراحی وبسایت شرکتی و فروشگاهی متناسب با اهداف کسبوکار شما؛ از تحلیل نیاز تا طراحی و اجرا»
در نمونه دوم، مخاطب دقیقتر متوجه میشود چه خدمتی ارائه میشود.
راهکار چیست؟
در قسمت ابتدایی صفحات مهم سایت، بهویژه صفحه اصلی و صفحات خدمات، این موارد را مشخص کنید:
مخاطب هدف
خدمت یا محصول اصلی
مهمترین ارزشی که ارائه میدهید
اقدام بعدی پیشنهادی
خلاقیت در پیام برند ارزشمند است، اما نباید جای شفافیت را بگیرد.
۳. سایت شما زیباست، اما تجربه کاربری مناسبی ندارد
ممکن است وبسایت از نظر طراحی گرافیکی جذاب باشد، اما استفاده از آن برای مخاطب دشوار باشد.
این دو موضوع یکسان نیستند.
طراحی زیبا توجه ایجاد میکند؛ تجربه کاربری مناسب مسیر رسیدن به هدف را ساده میکند.
برای مثال، کاربری قصد دارد قیمت یک محصول را بررسی کند، اما باید چندین صفحه را باز کند تا به اطلاعات مورد نیاز برسد.
یا مخاطبی میخواهد درخواست مشاوره ثبت کند، اما فرم تماس در پایین صفحهای بسیار طولانی پنهان شده است.
در چنین شرایطی، مشکل از علاقه نداشتن مشتری نیست؛ ممکن است مسیر استفاده از سایت پیچیده باشد.
نشانههای تجربه کاربری ضعیف
منوهای نامفهوم و پیچیده
دشواری پیدا کردن محصولات یا خدمات
تعداد زیاد مراحل ثبت سفارش
دکمههای کوچک یا نامشخص
فرمهای طولانی
خوانایی ضعیف متنها
نمایش نامناسب صفحات در موبایل
راهکار چیست؟
مسیرهای کلیدی سایت را از نگاه مخاطب بررسی کنید.
برای مثال، از فردی که قبلاً با سایت شما کار نکرده بخواهید یک خدمت مشخص را پیدا کند و فرم درخواست آن را تکمیل کند.
مشاهده کنید در کدام مرحله مکث میکند، سؤال میپرسد یا مسیر را اشتباه میرود.
همین بررسی ساده میتواند مشکلاتی را آشکار کند که تیم داخلی به دلیل آشنایی زیاد با سایت متوجه آنها نشده است.
برای تصمیمهای مهمتر، از تست کاربردپذیری و تحلیل رفتار کاربران کمک بگیرید.
۴. سایت بهاندازه کافی اعتماد ایجاد نمیکند
فرض کنید دو شرکت خدمات مشابهی ارائه میدهند.
وبسایت شرکت اول فقط چند جمله تبلیغاتی دارد:
«بهترین کیفیت، حرفهایترین تیم، رضایت صددرصد مشتریان»
اما شرکت دوم، فرآیند همکاری، نمونهکارهای واقعی، اطلاعات تماس، پاسخ سؤالات متداول و تجربه مشتریان را ارائه میدهد.
کدامیک احتمال بیشتری دارد که اعتماد شما را جلب کند؟
کاربران پیش از خرید یا ثبت درخواست، به دنبال شواهدی هستند که ریسک تصمیم را کاهش دهد.
اگر این شواهد در سایت وجود نداشته باشند، ممکن است کاربر به سراغ گزینه دیگری برود.
چه عناصری اعتمادسازی میکنند؟
نمونهکارهای واقعی: نمایش پروژهها همراه با توضیح مسئله، راهکار و نتیجه قابل استناد.
اطلاعات شفاف: آدرس، راههای ارتباطی و مشخصات قابل بررسی کسبوکار.
فرآیند همکاری: توضیح اینکه پس از ثبت درخواست چه اتفاقی میافتد.
نظرات معتبر مشتریان: بازخوردهای واقعی، با رضایت و امکان اعتبارسنجی.
شرایط روشن خرید: اطلاعات مربوط به پرداخت، ارسال، پشتیبانی یا بازگشت کالا، متناسب با نوع کسبوکار.
راهکار چیست؟
ادعاهای کلی را تا حد امکان با اطلاعات و شواهد واقعی جایگزین کنید.
بهجای اینکه صرفاً بگویید «تیمی باتجربه هستیم»، نشان دهید چگونه کار میکنید، چه مسئلههایی را حل میکنید و مخاطب چه انتظاری میتواند داشته باشد.
اعتماد با تکرار ادعای حرفهای بودن ایجاد نمیشود؛ با نمایش رفتار حرفهای ساخته میشود.
۵. دکمههای دعوت به اقدام (CTA) ضعیف یا نامشخص هستند
یکی از دلایل پنهان فروش نداشتن سایت، نبود مسیر روشن برای اقدام بعدی است.
ممکن است کاربر محتوای صفحه را مطالعه کرده باشد، به خدمت شما علاقه پیدا کند، اما نداند باید چه کاری انجام دهد.
تماس بگیرد؟ فرم پر کند؟ قیمت بگیرد؟ محصول را به سبد خرید اضافه کند؟
این مسئله مستقیماً به CTA یا Call to Action مربوط میشود.
CTA همان دعوتی است که کاربر را به انجام یک اقدام مشخص هدایت میکند.
نمونه CTAهای مبهم
«بیشتر»
«ادامه»
«ارسال»
نمونه CTAهای شفافتر
«مشاهده نمونهکارهای طراحی سایت»
«درخواست مشاوره طراحی سایت»
«استعلام قیمت محصول»
«افزودن به سبد خرید»
عبارت مناسب باید با نیاز کاربر و مرحلهای که در مسیر تصمیمگیری قرار دارد هماهنگ باشد.
راهکار چیست؟
در صفحات اصلی فروش و خدمات:
اقدام اصلی را مشخص کنید.
متن دکمه را واضح بنویسید.
دکمه را در جای قابل مشاهده قرار دهید.
از رقابت چند CTA نامرتبط با یکدیگر جلوگیری کنید.
نتیجه کلیک روی دکمه را برای مخاطب قابل پیشبینی کنید.
برای مثال، اگر کاربر هنوز در مرحله بررسی خدمات است، «مشاهده نمونهکارها» ممکن است مناسبتر از درخواست فوری پرداخت باشد.
۶. سایت در موبایل تجربه خوبی ارائه نمیدهد
گاهی وبسایت روی مانیتور کامپیوتر بسیار خوب دیده میشود، اما در موبایل مشکلات متعددی دارد.
متنها بیش از اندازه کوچکاند، بخشها روی هم میافتند، دکمهها بهسختی لمس میشوند یا فرمها بهدرستی نمایش داده نمیشوند.
این مشکلات میتوانند کاربران را پیش از تکمیل خرید یا ثبت درخواست از سایت خارج کنند.
چه مواردی را بررسی کنیم؟
آیا منو در موبایل بهراحتی باز و بسته میشود؟
آیا دکمههای مهم بهآسانی لمس میشوند؟
آیا فرمها بدون بزرگنمایی صفحه قابل تکمیل هستند؟
آیا تصاویر و متنها بدون بههمریختگی نمایش داده میشوند؟
آیا فرایند خرید در نمایشگر کوچک ساده است؟
راهکار چیست؟
صرفاً به اینکه سایت «ریسپانسیو» است اکتفا نکنید.
صفحات مهم را با چند اندازه نمایشگر و مرورگر مختلف بررسی کنید؛ بهخصوص صفحات محصول، خدمات، سبد خرید و فرم تماس.
سایتی که در موبایل بهسختی استفاده میشود، ممکن است بخشی از فرصتهای تبدیل خود را از دست بدهد.
۷. سایت کند است و کاربر پیش از تصمیمگیری خسته میشود
سرعت پایین بارگذاری میتواند تجربه مخاطب را مختل کند.
کاربر وارد صفحه محصول میشود، اما تصویرها دیر نمایش داده میشوند. روی دکمه ثبت درخواست کلیک میکند، اما واکنش مشخصی نمیبیند.
یا هنگام تکمیل فرم، بخشهایی از صفحه جابهجا میشوند.
این مشکلات فقط فنی نیستند؛ مستقیماً روی تجربه کاربر اثر میگذارند.
دلایل احتمالی کندی سایت
تصاویر حجیم و بهینهنشده
اسکریپتهای غیرضروری
افزونههای متعدد یا سنگین
ضعف زیرساخت میزبانی
بارگذاری نامناسب فایلها
درخواستهای زیاد به سرور
راهکار چیست؟
برای بررسی فنی، از ابزارهایی مانند <underline>Google PageSpeed Insights</underline> استفاده کنید.
سه معیار مهم Core Web Vitals عبارتاند از:
LCP: مدت زمان نمایش بزرگترین عنصر محتوایی قابل مشاهده.
INP: میزان پاسخگویی صفحه به تعاملات کاربر.
CLS: میزان جابهجایی غیرمنتظره عناصر صفحه.
البته امتیاز خوب در ابزارهای سرعت، بهتنهایی موفقیت تجاری سایت را تضمین نمیکند.
هدف اصلی باید ایجاد تجربهای سریع، پایدار و روان برای کاربران واقعی باشد.
۸. محتوای صفحات به سؤالات واقعی مشتری پاسخ نمیدهد
بسیاری از سایتها توضیح میدهند که چه خدماتی دارند، اما توضیح نمیدهند چرا مخاطب به آن خدمات نیاز دارد یا چگونه باید تصمیم بگیرد.
برای مثال، صفحه خدمات سئو ممکن است فقط شامل این جملات باشد:
«ارائه خدمات تخصصی سئو»
«افزایش رتبه سایت»
«بهینهسازی حرفهای»
اما مخاطب احتمالاً سؤالهای دقیقتری دارد:
این خدمت برای کسبوکار من مناسب است؟
چه فعالیتهایی انجام میشود؟
فرآیند همکاری چگونه است؟
چه اطلاعاتی باید ارائه کنم؟
چگونه میتوانم عملکرد کار را ارزیابی کنم؟
هزینه به چه عواملی بستگی دارد؟
وقتی محتوا به این پرسشها پاسخ نمیدهد، کاربر برای تکمیل اطلاعات خود به سایت دیگری مراجعه میکند.
راهکار چیست؟
ساختار محتوای صفحات تجاری را بر اساس فرآیند تصمیمگیری مشتری طراحی کنید.
یک صفحه خدمات مؤثر معمولاً باید به این موضوعات پاسخ دهد:
- مسئله مخاطب چیست؟
- خدمت مورد نظر چه کمکی میکند؟
- فرآیند ارائه خدمت چگونه است؟
- چه خروجیهایی قابل انتظار یا توافق هستند؟
- چه شواهدی برای ارزیابی مجموعه وجود دارد؟
- اقدام بعدی چیست؟
در واقع، محتوای مناسب فقط برای جذب کاربر از گوگل نوشته نمیشود؛ باید به تصمیمگیری او هم کمک کند.
۹. رفتار کاربران را اندازهگیری نمیکنید و نمیدانید کجا مشتری را از دست میدهید
شاید مهمترین دلیل پنهان این باشد که کسبوکار اصلاً نمیداند مشکل دقیقاً کجاست.
تعداد بازدیدکنندگان بررسی میشود، اما مشخص نیست چند نفر روی دکمه تماس کلیک کردهاند، چند نفر فرم را شروع کردهاند و چند نفر آن را تکمیل کردهاند.
در این شرایط، تصمیمگیری درباره بهبود سایت بیشتر بر اساس حدس انجام میشود.
نرخ تبدیل سایت چیست؟
نرخ تبدیل یا Conversion Rate درصدی از کاربران یا نشستهای سایت است که اقدام مورد نظر کسبوکار را انجام میدهند.
این اقدام میتواند خرید، ثبت درخواست مشاوره، تکمیل فرم یا ثبتنام باشد.
فرمول ساده نرخ تبدیل بر مبنای نشستها:
نرخ تبدیل = (تعداد تبدیلها ÷ تعداد نشستها) × ۱۰۰
برای مثال، فرض کنید در یک دوره مشخص، سایتی ۵۰۰۰ نشست و ۵۰ ثبت درخواست داشته باشد.
نرخ تبدیل آن، با فرض یکسان بودن مبنای اندازهگیری، برابر با ۱ درصد است.
حالا اگر تعداد نشستها ثابت بماند و ثبت درخواستها به ۱۰۰ مورد برسد، نرخ تبدیل به ۲ درصد افزایش پیدا میکند.
این مثال نشان میدهد که برای دریافت درخواستهای بیشتر، همیشه لازم نیست ورودی سایت را افزایش دهید.
گاهی باید مسیر تبدیل کاربر را بهبود دهید.
چه مواردی باید اندازهگیری شوند؟
تعداد و کیفیت ورودی صفحات مهم
کلیک روی CTAهای اصلی
شروع و تکمیل فرمها
افزودن محصول به سبد خرید
رهاشدن مراحل خرید
نرخ تبدیل بر اساس دستگاه و منبع ورودی
تعداد سرنخهای واجد شرایط
نرخ تبدیل سرنخ به مشتری
راهکار چیست؟
ابزارهایی مانند Google Analytics 4 میتوانند برای اندازهگیری رویدادها و تبدیلها استفاده شوند.
برای شناخت بهتر مشکلات تجربه کاربری نیز میتوان از نقشههای حرارتی، بازپخش نشستها با رعایت حریم خصوصی و تستهای کاربردپذیری کمک گرفت.
اما جمعآوری داده کافی نیست.
باید دادهها را به سؤالهای مشخص تبدیل کنید.
مثلاً:
«چرا کاربران موبایل بیشتر از کاربران دسکتاپ فرم را نیمهکاره رها میکنند؟»
یا:
«چرا صفحه خدمات بازدید خوبی دارد، اما تعداد درخواستهای آن کم است؟»
این سؤالها نقطه شروع بهینهسازی واقعی هستند.
چگونه بفهمیم مشکل اصلی سایت ما کدام است؟
اکنون که با ۹ دلیل آشنا شدید، لازم نیست همه بخشهای سایت را همزمان تغییر دهید.
بهتر است ابتدا مسیر تبدیل را بررسی کنید:
- ورود به سایت
- مشاهده صفحه
- بررسی پیشنهاد
- ایجاد اعتماد
- اقدام
- ثبت تبدیل
سپس مشخص کنید بیشترین مشکل در کدام مرحله رخ میدهد.
نشانهعلت احتمالیاولین اقدام پیشنهادیبازدید زیاد، تعامل کمورودی نامرتبط یا پیام نامشخصبررسی کلمات ورودی و پیام صفحهتعامل مناسب، درخواست کمCTA نامناسب یا اعتماد ناکافیبررسی مسیر اقدام و شواهد اعتمادشروع فرم زیاد، تکمیل کمپیچیدگی فرمکوتاهسازی و تست فرمتبدیل ضعیف در موبایلمشکلات تجربه کاربری موبایلتست عملی صفحات روی موبایلخروج پیش از نمایش محتواکندی یا مشکلات بارگذاریبررسی عملکرد فنی صفحاتسرنخ زیاد، فروش کمکیفیت پایین سرنخ یا ضعف پیگیریبررسی فرآیند فروش و CRM
این تشخیصها فرضیههای اولیهاند، نه نتیجه قطعی. برای انتخاب راهکار باید داده واقعی و رفتار کاربران بررسی شود.
چکلیست ۱۰ سؤالی برای ارزیابی سایت شما
پیش از افزایش هزینه تبلیغات یا شروع بازطراحی سایت، به این سؤالها پاسخ دهید:
آیا مخاطبان ورودی سایت با مشتریان هدف ما تطابق دارند؟
آیا ارزش پیشنهادی کسبوکار در ابتدای صفحات مشخص است؟
آیا کاربر بهراحتی محصول یا خدمت مورد نظر را پیدا میکند؟
آیا سایت شواهد معتبر کافی برای اعتمادسازی دارد؟
آیا دکمههای اقدام، واضح و قابل مشاهده هستند؟
آیا فرمها کوتاه و قابل استفادهاند؟
آیا تجربه کاربری در موبایل مناسب است؟
آیا سرعت صفحات مهم بررسی شده است؟
آیا محتوای صفحات به پرسشهای واقعی مشتری پاسخ میدهد؟
آیا مسیر تبدیل و کیفیت سرنخها را اندازهگیری میکنیم؟
هر پاسخ منفی میتواند موضوع یک بررسی دقیقتر باشد.
سئو یا بهینهسازی نرخ تبدیل؛ کدام مهمتر است؟
گاهی کسبوکارها تصور میکنند باید میان سئو و بهینهسازی نرخ تبدیل یکی را انتخاب کنند.
درحالیکه این دو مکمل یکدیگرند.
سئو به شما کمک میکند در جستوجوهای مرتبط دیده شوید و کاربران بیشتری جذب کنید.
بهینهسازی نرخ تبدیل (CRO) به شما کمک میکند موانع انجام اقدام مورد نظر را کاهش دهید و از ورودیهای مرتبط، نتیجه تجاری بهتری بگیرید.
اگر سئوی خوبی داشته باشید اما سایت نتواند اعتماد ایجاد کند یا مسیر خرید دشوار باشد، بخشی از فرصت جذب مشتری از دست میرود.
از طرف دیگر، حتی یک وبسایت با تجربه کاربری عالی نیز بدون جذب مخاطب مناسب، ظرفیت محدودی برای رشد خواهد داشت.
بنابراین، بهتر است بهجای بررسی مستقل سئو، طراحی سایت و تبلیغات، عملکرد آنها را در یک مسیر یکپارچه تحلیل کنید.
جمعبندی: مشکل همیشه کمبود بازدید نیست؛ گاهی مسیر تبدیل مشکل دارد
اگر سایت شما بازدید دارد اما مشتری نمیآورد، اولین تصمیم نباید الزاماً افزایش بودجه تبلیغات باشد.
شاید مخاطبان درستی وارد سایت نمیشوند.
شاید ارزش پیشنهادی شما برایشان شفاف نیست.
شاید در مسیر ثبت درخواست با موانعی مواجه میشوند.
یا شاید اطلاعات لازم برای تصمیمگیری و اعتمادکردن را پیدا نمیکنند.
وبسایت موفق فقط سایتی نیست که دیده میشود؛ سایتی است که به مخاطب مناسب کمک میکند با اطمینان تصمیم بگیرد و اقدام کند.
برای رسیدن به این نقطه، باید سئو، طراحی سایت، تجربه کاربری، محتوای صفحات و تحلیل داده در کنار یکدیگر بررسی شوند.
کنج؛ از بازدید سایت تا فرصت واقعی رشد
در آژانس دیجیتال مارکتینگ و برندینگ کنج، نگاه به وبسایت تنها محدود به طراحی ظاهری یا افزایش ورودی گوگل نیست.
رویکرد ما از شناخت مسئله واقعی کسبوکار آغاز میشود؛ اینکه مخاطبان شما چه کسانی هستند، چگونه به سایت میرسند، چه انتظاری دارند و چه موانعی ممکن است مانع تبدیل آنها به مشتری شوند.
از طراحی سایت حرفهای و بهبود تجربه کاربری تا سئو و تدوین راهکارهای بازاریابی دیجیتال، هدف ایجاد مسیری هماهنگ با نیاز و اهداف کسبوکار شماست.
اگر سایت شما بازدید دارد اما نتیجه تجاری مورد انتظارتان را ایجاد نمیکند، از یک بررسی دقیق شروع کنید.
برای گفتوگو درباره وضعیت وبسایت و دریافت مشاوره اولیه، از طریق وبسایت کنج با ما در ارتباط باشید.
گاهی فرصت رشد، در جذب بازدیدکننده بیشتر نیست؛ در برداشتن موانعی است که میان بازدیدکننده و مشتریشدن او قرار گرفتهاند.
لینکهای کاربردی
برای بهبود تبدیل از کجا شروع کنیم؟
بر اساس مهمترین مسئله سایت، مسیر مناسب را انتخاب کنید.قدم بعدی
بازدید سایتتان به مشتری تبدیل نمیشود؟
مسیر ورود تا اقدام کاربران را بررسی میکنیم تا موانع تجربه کاربری، اعتماد و تبدیل در سایت شما مشخص شوند.
